چالشی روشنفکرانه

یاداشتی برای دو فیلم سورنتینو

پایئلو سورنتینو در دو فیلم The Great Beauty و Youth  نگران آینده روشنفکری در دنیاست. جایی که نماینده روشنفکران در فیلم The Great Beauty جپ گامباردلا نویسنده ای است که بعد از نوشتن یک داستان مطرح می شود و بعد 30 سال هنوز هم چیزی برای ارائه ندارد. جپ در نبرد با روزگار درمانده است. بی برنامگی در گوشه گوشه های زندگی اش بی پرده عیان است. گاه دلش می خواهد با دختری در یک اتاق بنشیند و هی وقت بگذراند و گاه هوس می کند روزنامه نگار باشد و مصاحبه ای را پیاده کند و ...

با دیدن فیلم The Great Beauty اولین سوالی که ذهنتان را مشغول خواهد کرد بی شک این است که : روشنفکران به کجا می روند؟ خواسته هایشان چیست؟ دنبال چه می گردند؟ آیا این چنین زندگی کردنشان راضی کننده است یا نه؟

سورنتینیو در زیبایی برتر به خوبی متذکر می شود که هر کجا ردی از روشنفکران است بدنبال آن باید منتظر بی هویتی باشیم. جایی که هنر در نزد روشنفکران به صحنه ای اطلاق می شود که دختری برهنه سر به زیر به سرعت بدود و سرش را به دیوار کوبد و مخاطبان بر این موفقیت بازیگر دست بزنند. آیا به تعریف روشنفکران هنر رسالتش به اینجا ختم می شود؟ گاه در عالم روشنفکری تعریف همه چیز خود بخود رنگ می بازد. هنر، جهان، رسالت، دین و ....

در فیلم The Great Beauty روزنه امیدی برای روشنفکران و جریان روشنفکری به وضوح دیده نمی شود. تمام راهها به هوسرانی و امیال زمینی ختم می شود.

فیلم در پایان حتی قادر نیست نتیجه ای ا ز فیلم بگیرد. خود داوری است که دوست دارد قضاوت نکند. اما خیلی دوست دارد به اینکه "چرا روشنفکران بدینجا رسیده اند و مسیرشان را گم کرده اند؟" پاسخی پیدا کند. سورنتینو در این فیلم انگار چیزی جز سیاهی رنگی نمی بیند. چرا که فیلم در ذم روشنفکران ایتالیایی است و این فضا در کشورهایی همچون فرانسه و آلمان تفاوت بسیاری دارد.

برخلاف فیلم The Great Beauty سورنتینو در فیلم Youth (جوانی) کمی به روشنفکران حق انتخاب برای ادامه حیات و جریان می دهد. موزیسینی که تنهاست و بلایی که بر سر خانمش آمده. دختر موزیسینی که در اولین ازدواج ناکام می ماند و در انتخاب همسر دومی است که خوشبختانه به انتخاب درست ختم می شود؛ کارگردانی که برای ساخت آخرین فیلمش مسیر خودکشی را انتخاب می کند و ... زندگی های تو در توی روشفتکران و دیالوگ ماندگار که درست قلب روشنفکران را نشانه می رود. " روشنفکران بد سلیقه اند."

به راستی آیا دغدغه روشنفکران چیست و چه رسالتی بر عهده دارند؟ آیا در به انحطاط کشیدن اجتماع روشنفکران نقشی بر عهده دارند؟ و ... 

تعاریف در موقعیت‌های مختلف

محسن پرستاری

#طنـــز

بخش اعظمی از مردم در موقعیت‌های مختلف تعریف‌های مختلفی دارن. این اعتقاد بعضی از مسئولانه. آقایون این بخش را جدی بگیرین خواهشا. تعریف‌های آپدیت شده، علم‌های آپدیت شده رو می‌طلبه. حالابعضی‌ها هی بیان و بگن که بسیاری از شاخه‌های علوم انسانی مال غربی‌هاست و اونا چیزی حالیشون نمیشه. همین که به اعتقاد برخی از مسئولان، مردم در مقابل موقعیت‌های مختلف تعاریف متنوعی دارن؛ جای خوشحالی داره. چرا که علوم انسانی داره همین طور نظریه و تئوری‌های جدید رو به دنیا معرفی می‌کنه. این یعنی رشد علوم انسانی، علوم سیاسی، علوم اجتماعی، مردم‌شناسی، باستان‌شناسی و همه چی شناسی. حالا نیوتن و سایر عزیزان بیان و ادعا کنن که ما بر شانه های غول علم ایستادیم و داریم دنیا رو می‌بینیم. کی باور میکنه ای نیوتن، ای نشسته بر زیر درخت سیب، ای مکشف قانون سه گانه. افتخار می‌کنی بر این قانون سه گانه‌ات؟! بیچاره ما داریم هر روز یه قانونی کشف می‌کنیم و هیچ ادعایی نداریم تو با اون قانون سه گانه‌ات داری آسمون رو به زمین می‌بافی؟ داری ریا می‌کنی؟ بگم دلواپسان محترم بیان و حقت رو کف دستت بذارن؟ نه نه نه... یکم باید خودم رو کنترل کنم و زود عصبانی نشم. خب طبیعیه دیگه وقتی نیوتن و عزیزان دارن می‌بینن که ما هر روز می‌پریم تو آسمون علوم، دارن حسودی میکنن. حالا بذارین نمونه‌های از مصداق تعاریف مختلف در موقعیت‌های مختلف رو براتون ارائه کنم.

روز بیست دو دوم بهمن ماه 94 : مردم تهران انقلابی‌اند و انقلاب رو دوست دارن.

روز پنجم اسفند ماه 94: (تلویزیون با پخش چهرهایی از دخترانی که گشت ارشاد دنبالشونه) مردم تهران خوب می‌دانند که کشور در مرحله حساسی است و به همین روی پای صندوق‌های رای حاضر خواهند شد.

روز ششم اسفند ماه 94: مردم تهران شعور سیاسی بالایی دارند و این را پای صندوق‌های رای نشان خواهند داد.

روز هشتم اسفند ماه 94 و بعد از مشخص شدن نتایج انتخابات تهران: مردم تهران دچار غرب زدگی‌اند، ضد انقلابی‌اند و طرفدار انگلیس‌اند.  

       

ماجرای لیست‌های ثانیه‌ای

محسن پرستاری

#طنــز

گزارشگر: این روزا بحث داغ انتخاباته و معلومه که به تبع انتخابات بازار ارائه لیست‌ها هم داغ‌تر بشه. اما ماجرای لیست‌های ثانیه‌وار اصلاح‌طلبان تو اردبیل خیلی داغتر از اینا هم شده. (نکنه دست بزنین دستتون می‌سوزه). خیلی هم شک نکنین که در عرض صدم ثانیه از این لسیت‌ها آقای کوچک‌زاده هم بیرون بیاد. فک نکنین این کارا محاله.  درباره همین موضوع میریم سراغ مردم و مسئولان و پای حرفاشون می‌شینیم. ببینم اصلا ماجرای لیست‌های ثانیه‌وار چیه و چه باید کرد؟

بهزاد/ وا... چه عرض کنم. دیگه نماینده‌ای پیدا نمی‌شه که لیست بدیم. حالا مردم خودشون میرن پای صندوق‌ها و خودشون هم تصمیم می‌گیرن.

ناصر/ بهزاد یه چیزی گقت. شما خیلی هم جدی نگیرینش. من میگم امشب ساعت 21 یه دور همی بشینیم و ببینیم که بلاخره چی میشه.

خبرگزاری فارس/ منم من باب تفریح یه تیتری می‌زنم تا سرگرم بشیم. «سردرگمی اصلاح طلبان در اردبیل»

خبرگزاری ایسنا/ اگه اینطوریه خب منم یه لیستی منتشرش کنم. بذار یه شوکی هم باشه براتون.

بهزاد/ دوستان بذار من حرفم رو پس بگیرم. شنبه 1 اسفند خودم دست به کار میشم. منتظر لیست جدید باشین.

حمید/ آقا مجبورین لیست بدین؟ چرا باید همینطوری لیست بدین وقتی که کسی رو نمی‌تونین پیدا کنین؟

علی/ حمید راس میگه. فردا همینطوری لیست میدیم و پس فرداش فردی مثل «فاطمه راستگو» رو تحویل جامعه میدین.

احد/ آقا نوبتی هم که باشه نوبت منه. بذار این بار من خودم یه لیست بدم.

محسن/ دوستان، من تو اردبیل یه نماینده اصلاح‌طلبی پیدا نکردم و از طرف دیگه چون ایران رو دوس دارم می‌خوام برم تهروون، برا رای دادن. اما مسئله مهم اینه که ... (با عرض پوزش) پولش رو ندارم. اگه دوستان اصلاح طلب واقعی پیدا میشه به من یه پولی قرض بده تا دینم رو ادا کنم. اگه فاتحه‌ای هم برا پولش بخونه و صلواتی کار خیری انجام بده که چه بهتر.

مجری/ خیلی ممنون دوستان. از اینکه با ما بودین خیلی خوشحال شدیم. ان شاا... با قسمت دوم این گزارش تو روزای بعدی در خدمتتان خواهیم بود.