فراق یلدایی
چه برخورد عجیبی! چه روزگار غریبی! خدا چه کردی با این روزگار؟ سالروز آغاز امامت امام عصر(عج) با درازترین شب سال چه تناسبی داشت؟ مانده ام این «شب» را چه تفسیر کنم؟ سکوت، آرامش، ظلمت، تاریکی و ... خدایا! چه خوب روزگار را مامور اعتراف زمین قرار دادی تا در درازترین شب تاریخ، زمین لب به زبان گشوده و معترف ظلمات خویش باشد. حیرتم از اینکه به کدام سوی این زمین خیره شده و به افتخار نوا و کلام خدای را دوباره با خود به نجوا بنشینم. «فتبارک ا... احسن الخالقین». کجای این قلمرو زمین به دست انسان لیاقت تکرار چنین آیهای را داشت که به یک بار تفاسیر رنگ عوض کرد و بر کشتههای خویش »بای ذنب قتلت» ها را فریاد کشید. انگار جهان داغ است و تشنه خونهای مظلومان. هیچ تفاوتی هم نخواهد داشت که قطبنمای انسانیت کدام سوی جهات را نشان خواهد داد. شمال، جنوب یا شرق و غرب. یک طرف شیعه کشون، یک طرف ...
در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
از گوشهای برون آی ای کوکب هدایت
یلدایتان مبارک/ محسن پرستاری

«قلـم همه پسمانـدههای ذهنم را پاک میکنـد...»