دیروز شاهد یه حکایت جالبی بودم. نزدیکای وقت افطار خودم رو به بربری فروش سر کوچه‏مون رسوندم تا سفرمون حسرت نون داغ رو نداشته باشه. الغرض همین که به نانوایی رسیدم و دستم رو تو جیب کردم یکی از آقایون گفت که امروز بربری‏ها پولی نیست. احسان دارن میدن. گفتم «خدا احسانشون رو قبول کنه» و به صف ایستادم. یکی دو دقیقه‏ای نشده بود که نمی‏دونم چطوری دو نفر حرفشاشون به روزه و ماه رمضون رسید. یکی گفت: «واقعا افطاری با بربری‏های احسان شده می‏چسبه». اون یکی گفت: «البته که همین طوره اما من که روزه نیستم. اینو هم بگم که اجر و ثوابش رو بیشتر مال این نانوا میشه‏ ها.» و بعد خندید. دوستش پرسید: مگه روزه نگرفتی؟

- نه

: چرا؟!

- به این چیزا اعتقاد ندارم

: پس مسلمون نیستی؟

جواب لسانی نبود اما یه جورایی به نشانه منفی بودن جواب دهنش رو کج کرد.

بازم سوال پیچی ادامه داشت. «پس خدا رو هم نمیشناسی؟»

- چرا من فقط به خدا اعتقاد دارم و بس.

بعد بحث بالا گرفت و رسید به مسئله اثبات پیامبر و ...

عرض کنم خدمتتون اونقد این بحث ادامه گرفت تا اینکه نانوا گفتش که «آقایون بربری آماده هست هر چندتا که لازم دارین بردارین.»

جالبه همین آقایی که مدعی شده بود که  فقط به خدا رو می شناسه و به پیامبر و امامان اعتقادی نداره رفت جلو و 4 تا بربری برداشت رو رفت. یکی نبود به این آقا بگه که همین نونی که می بریش امروز احسانه و ...