«در روزهای گذشته کانال تلگرامی با عنوان “اعتماد ملت” حیران را جزو اردبیل دانسته و از استاندار خواسته بود به خاطر اهمال کاری در خاموش کردن آتش سوزی حیران از مقام استانداری استعفا دهد».

گویند شیخی نقشه ۲۵۰۰ سال پیش ایران را داشت. نقشه ای که در آن هیچ اثری از کشور افغانستان، پاکستان، آذربایجان و … نبود. تمامی این مرز بوم امروزی جزئی از خاک ایران محسوب می شد. از قضا این نقشه تنها نقشه ای بود که شیخ از بزرگان خود به ارث برده بود. وی همچنان فکر می کرد که ایران امروزی نیز چنین وسعتی دارد و جالب اینکه تمامی معادلات و مراودت های خود را بر اساس این نقشه جلو می برد. خود در قرن بیست و یکم زندگی می کرد اما با نقشه ۲۵۰۰ سال پیش تصمیم می گرفت. مثلا به آذربایجان می رفت و با آنها فارسی حرف میزد. برای عزم سفر به پاکستان که ازش پاسپورت و ویزا می خواستند؛ همیشه اعتراض می کرد. یا اینکه جایی از افغانستان بمب گذاری و آتش می گرفت زود جوشی می شد و داد و فریاد راه می انداخت که چرا مسئولان ایرانی بر این مسئله واکنشی نشان نمی دهند؟ چرا عذر خواهی نمی کنند و پاسخگو نیستند؟

شیخ اصلا به ادعاهای مردم مبنی بر اینکه نقشه اش نقشه امروزی ایران نیست و افغانستان الان واسه خودش یه کشور مستقله و … هیچ محل نمی گذاشت به خیالش هم نبود. بر همین اساس شیخ بر زمین و آسمان هر روز شکوه و شکایت داشت. گویی احساس می کرد که همه با او سر جنگ دارند. اما واقعیت این نبود. هر چه بود از شیخ بود و لا غیر.

حکایت شیخ دقیقا حکایت شخصی است که این روزها ندا و بوق و کرنایش فقط گوش خودش را می برد. چرا که همه می دانند تکلیف حیران چیست؟

ماجرا از این قرار است که این روزها گردنه حیران به علل نامعلومی آتیش گرفته و در حرکتی عجیب و غریب کانالی در تلگرام به اسم اعتماد ملت از استاندار اردبیل خواسته در صورتی که قادر به مهار آتش گردنه حیران نیست زود کوله بارش را جمع کرده و با یه استعفا فرد مدبری را روی کار آید. غافل از اینکه شیخ مان هیچ وقت تلاش نکرد نقشه امروزی را پیدا کرده و فقط کمی به آن نگاه بیندازد. واقعا حیرانم از این نقشه…

ساوالان خبر