نون دولتی...
#بی_آر_تی
همین که سوار بی آر تی شدم دو نفر میانسال با هم حرف می زدن.
اولی: هیچ چی سر جاش نیس ها. دارم کلافه میشم
دومی: چطور مگه؟
اولی: امروز تو مسیر خونه هوس یه سنگگ داغ کردم. رفتم تو نوبت. همین که نوبتم شد تازه فهمیدم که سنگگ دونه ای 1000 تومنه. گفتم نکنه نون گرون شده و ما نمی دونستیم؟ گفتن نه آقا ... جایی که می خوای نون بگیری نونوایی آزاده!! گفتم مگه نون پزی دولتی هم داریم؟ آخرش حرفمون شد و قید سنگگ رو هم زدم.
دومی: خب چیزی نشده... منم اگه جایی نونوا بودم همین کارو می کردم.
اولی: اِ... لابد تو هم منو مقصر می دونی؟
دومی: چرا که نه؟
اولی: نکنه تو هم می خوای بگی که نونوایی دولتی هم داریم؟
دومی: آره همین طوره...
اولی: داداش من...نون دولتی رو احمدی نژاد با خودش برد و به جاش نون بدون سوبسید آورد... این نون 400 تومنی، دولتی نیس ها...
همین لحظه راننده یه ترمزی زد و یه نفر از مسافران سرش به میله اتوبوس خورد و خونی شد. همه سرش جمع شدن و بلبشوای بپا شد...
«قلـم همه پسمانـدههای ذهنم را پاک میکنـد...»